Cliff hanger

خیلی حرص داره آدمایی که باید زود تر کشفشون میکردی رو دو هفته مونده به "آخر" کشف کنی و یا حتی سال آخر. و خیلی سخته هضم این که یه موقعی همه ی این احساسات و خاطرات خیلی دور و خاک خورده به نظر میرسن. و جدا شدن ازشون قبل از وقتی که پیشبینی میکردی! و بازم دردمون تغییر و گذر زمان که در عین شیرینی تلخ هم هست.
تقریبا مطمئنم که قرار نیس از هم دور بیفتیم و این خوبه،
و اینکه این جدی آخرین ِآخرین روز ِ تحصبلی من تو این مجموعه‌ دوست‌داشتنی بود. و اگه من این 6 سال اینجا نبودم اینی که الان هستم نبودم. و این از بهترین اتفاقای زندگیم تا به حال و احتمالا تا همیشه خواهد بود.

میترسم یه وقت جزئیات یادم بره. دلم میخواد اون دنیا کل زندگیم به شکل سریال بهم داده شه و بتونم هر تیکشو دلم خواست دوباره ببینم. شایدم همه باهم دوباره ببینیم. و امروز پایان یک سیزن ِ حساس بود. ازینایی که هم هنوز تو شوکی و هم میخوای بپری و سریع سیزن بعد و اپیزود ِبعدی رو ببینی!

Away, away, away to all these people
Love, love, only love until I am gone

با دخل و تصرف در لیریک-Born Ruffians

/ 6 نظر / 11 بازدید
ارغ

پاراگراف آخر عــالی.

مهتاب

"میترسم یه وقت جزئیات یادم بره. دلم میخواد اون دنیا کل زندگیم به شکل سریال بهم داده شه و بتونم هر تیکشو دلم خواست دوباره ببینم." فوق‌العاده‌ترین بود٬فوق‌العاده!

نگار

آخ جلال . خیلی سخته دل کندن ازینجا ، خیلی سخته . خیلی خیلی . کاش یه بار دیگه تکرار شه . همونطوری همه برگردیم شب کارگاه ، کارگاه هنری ، نیمه شعبان ، نو روز ، آفتاب .. کاش می‌شد تکرار شن ، کاش می شد آدم بفهمه که چه زود همه چی تموم می‌شه ، کاش می‌شد :-بغض

نگین

هنوز پیش هست که!! پیش معمولا بهتر از سالای قبل میشه

نگین

اووو خیلی خوبه اینجوری که :دی وقتی ازشون جدا شی واقعی تریناشون باهات میمونن تو هر شرایطی × واسه من اینطور بود ینی

لولیع

موقعِ خوندنش موـام سیخ شد. :د یه جورایی حسِ مشابه دارم.