ma ma Madness

هفته ها رو به امید آخر هفته ها میگذرونم و کلی نقشه میکشم که چیکارا کنم بعد وقتی مردم در شعاع 10 متریم دعوا کنن تو تنها دو روز ِهفته ای که یه ذره احساس راحتی میکنم، قابلیت به جنون رسیدن رو دارم!

خیلی چیزا میخواستم بنویسم. حاوی مطالب پروانه ای و نکات مثبت و اینکه حالا این چیزای بدو میشه ندیده گرفت،ولی تا به این کار اقدام کردم، اتفاق ِ مذکور افتاد.همینطور Stack ِ هاوس ام هم تموم شد. سیزن 4 بود. خیلی جای بدی تموم شد. همیشه با مردن کاکتری تو فیلما -کارکتر مثبت، نه مثن قاتل- یک چند قطره ای اشک (بسته به میزان رابطه اخوت موجود با کارکتر) تو چشام جمع میشد و همین. جدیدا ها عملا عزادار میشم! دلیلش رو میدونم. بعد تصور کنید وقتی که تو این عزاداری بودم اونم تو 5شنبه. اطرافیان دعوا هم بکنن. اینجاست که سطح مروت ام به پایین ترین مقدار ممکن و سرد ترین جا ها تبدیل میشه. از دعوا متنفرم متنفر. واسه همین از کسایی که دعوا ایجاد میکنن یا کاری میکنن که من ِ از دعوا متنفر، وارد دعوا شم حرصم بگیره و برای لحظاتی ازشون متنفر شم.

همه خودخواهن. اونایی هم که خودخواه نیستن یه روزی میفهمن که چه اشتباهی کردن و خودخواه میشن. که این دسته عموماً همون انسان های به اصطلاح زخم خوردن در شرایطی از هیتلر هم بدتر عمل خواهند کرد. خودخواهی بد نیست. ولی تایمینگ خودشو داره. بعضی وقتا باید از خود گذشتگی کرد تا حدی بعضی وقتا هم نه. این زمان بندی که جا به جا شه، مسخره ست.

P.S : این آهنگ رو میخواستم به هر صورت بزارم تو بلاگ، به طرز جالبی مربوط شد به پست! : Madness

/ 0 نظر / 4 بازدید