متوکلوپرامیدم کو؟

"انتلکت"1امون دو نوع شدن. یه نوع بودن که سعی میکردن خیلی خاص باشن تو همه چی. مثلا تار و پود لباساشون از جنس بال های اژدهای سه سر باشه، گردنبندشون از عاج ِ ماموت های عصر یخبندان. دور هم جمع که میشن -تو یه کافه ی خیلی خاص و تاریک و نمور- درحالی که دارن پک پک تو حلق هم سیگار میکشن، راجع به زندگی ِ باب مارلی بحث کنن و هرکی اطلاعات بیشتری داشت برنده ی بحث میشه. تازه هرکی ام فرای موهاش بیشتر یا لنز دوربین ـش گنده‌تر بود 10 امتیاز میگیره. البته این گروه دارن منقرض میشن یواش یواش.
 گروه بعدی که تازگی ها شکل گرفتن و عن ِ گروه اول رو هم دراوردن و در تهوع آور بودن ازشون فرسخ ها پیشی گرفتن، قید همه چیو میزنن و میشین بیرون گود با استیل ِ سبزی پاک کردن بقیه رو نقد میکنن. همه خرن جز من. دین داشتن خیلی احمقانه ست و شما همتون بازیچه ی یه عده آدم شدید. همه عوامن و من و آدم هایی که نام میبرم خواصیم. من مثل هیچ کس نیستم. شما همه مثل هم هستید. علایق من انقد خاصن که فقط من و فولان نویسنده/خواننده/... از وجودش خبر داریم.پیف پیف به شما.
خلاصه هر دو گروه مخصوصا دومی بسیار زیاد تهوع آورن و پیشنهاد میشه در حد امکان ازشون دوری بجویید اگر هم نمیشد حتما یادتون باشه با خودتون قرص ضدتهوع ِ متوکلوپرامید بردارید و قبل از هرگونه تماس باهاشون مصرف کنید که به حال و روز ِ الان من نیفتید.
1 - به قول ما عوام ها همون "روشنفکر" دقیقا این حرکت که دوستان در بلاد کفر انجام میدن -با دو انگشت کوتیشن ایجاد میکنن- رو تصور کنید. در همون حد سارکَستیک.
/ 8 نظر / 10 بازدید
نگین

ب نظر من تریپ تو و لباسات و رشتت عالیه و همیشه هم متفاوت بود و خودت هم هنرمند. :د حتی قبل از خوندن اون حرف همین نظرو داشتم :پی اصلا به خاطر حرف یه شخص احمق و خود گُه ِ گنده پندار به هم نریز و افتخار کن ک موجب برانگیختن حسادتش شدی :]

نگین

نمیدونم حالا حسادتم که نباشه ولی کیپ کالم و بی آن یور وی ، همینجوری عالیه :د

نگین

اینم یادم رف بگم تا خوندمش بدو بدو اومدم بلاگ تو :))

نگار

جلال مسخره ت کرده کسی ؟ :دی با توجه به کامنت آی پایین :-" اگه آره برم چشاشُ در بیارم. :-سیریسلی گروه دوم به مراتب رو اصاب تر ن. معمولن م عکسایی که توش نوشته شده باشه " فاک دیس، فاک دت" رو می پرستن.

ارغ

من خیلی سعی کردم به روی خودم نیارم بعد از ریدن‌های متمادیِ اون فرد به‌م :)) ولی خوشحال‌م که تو داری تمامِ نفرت‌م رو بروز می‌دی :)) من به‌ت افتاخار می‌کنم ترنج ؛؛) :-"

ترنج

نگار من سفرم برگشتم حضوري واسط ميگم:د ارغوان - خيلي زياد رو نرو منه تك تك پستاش ، قبل از اين كه به من چيزي بگه هم ميخواستم يه چي بهش بكم ولي خيلي آدم عجيبي عه و نميخواستم باهاش درگير شم،. الان هم خيلي سعي كردم خلاصه:د

نیمچه

بسیار مشعوف شدم از خواندن این پست. این روزها بسیار دنبال یه همچو چیزی میگشتم. خیلی خوبه یه چیز رو دقیقا وقتی که دنبالش هستی پیداش کنی! نه اینکه در حین جستجوها، نه! اینکه یهو تو ذهنت میاد، میگی چه خوب بود یه همچو چیزی بود و بعد یهو جلو چشمت ظاهر بشه! بسیار پسندیده شد به خاطر دلایل فرامتنی(!)