زیبا

ساعت 2 و نیم تعطیل میشی میری سر خیابون میفهمی بابات فک میکرده 4 تعطیل میشدی خلاصه میری تو مدرسه تو حیاط میشینی در حالی که doodle jump
بازی میکنی منتظری و به کارکنان آموزش پرورش که عین مرغ پرکنده ازین ور میرن اون ور نگاه میکنی بعد یهو یک طوفان خیلی کوچولو میاد و از اونجایی که تو هم اصن حساسیت نداری هرچی گرد و غبار و چیز میزه میره تو چش و چالت بعد بابات میاد. بعدم تا برسی خونه سرفه میکنی. چه زیبا.

/ 3 نظر / 4 بازدید
N@ni

سلام سمپادی روزت پیشاپیش مبارک ما هم فرزانگانی هستیم خوشحال میشیم با هم تبادل لینک بکنیم اگه موافقید به ما خبر بدین[تایید][نیشخند][ابرو]