ـ

بعضی از چیزا رو کنجکاوی بدونی بعد میفهمی آرزو میکنی کاش نمیدونستی  :-ا

 

P.S : داشتم به بابام میگفتم من چقد شبیه راموناست زندگی بچگیم و اینا (واقعا شبیهه حتی اتفاقا فاصله سنی ها همه چی ینی!!!)  بعد گفتم آره یه جلدش بود رامونا و پدرش رو خیلی دوست داشتم پیداش کردم از تو کتابخونه بهش دادم نشسته داره میخونه :))

عاشقشم.

/ 2 نظر / 4 بازدید
خراباتی

بعضی چیزا راجع بهت هست که بقیه از روی کنجکاوی میخوان بدونن و آرزو میکنی که کاش نفهمن (بی ربط بود به پست.فقط اومد تو ذهنم)

خراباتی

هه...اون کتاب رو بابای من واسه من میخوند وقتی بچه بودم... دستت درد نکنه...رفتم تو نوستالژی...یادش بخیر...نیکولا کوچولو میخوند...رامونا میخوند...قلعه ی حیوانات میخوند...اصن یه چیزی هــــــــــــــــــــــــــــــــعی اون کجکاوی رو هم آفرین....خوبی این وبلاگ اینه که آدم میاد توش چیزی که میخواد رو میخونه....آفرین....