همین کنکور که میگن

وقتی به حجم مطالب نگاه میکنم یک قسمتی از وجودم جیغ بنفش میزنه و پنیک میکنه (قسمت دیگه م هم دلش میخواد بره خرخره ی کسایی که میگن "هه هنر که آسونه" رو درجا بجوه) بعد سرکوبش میکنم و میگم نه خیلی هم ممکنه. بقیه تونستن تو هم میتونی. بعد یه حس خوبی هم به همراه داره؛

باسواد شدن تو فیلدی که دوستش داری و یا به طور کلی باسواد شدن :-) 

چند روزه هم این آهنگ سر زبونمه. از این آهنگ های گرل‌پاور ِ شادی‌آور ِ لبخندبرلب‌آور ِ تسکین‌دهنده‌. شبیه این نفس عمیقی که آدم شبا بعد از دراز کشیدن و قبل ِ خوابیدن میکشه.

Put Your Records On

 

P.s: از آقای آدام لوین درخواست دارم بازم به خواب ما بیان. مچکرم. 

/ 3 نظر / 9 بازدید
مهرون

بعد من داشتم كتابامو جم ميكردم ، نگاهم به حجم مطالب افتاد يه پانيك دوبل كردم و تعجب كردم كه من از كى اينقدر تنگ بودم كه اينهمه كتابو چندين بار بخونم . بعله . رشته ها هم همشون از همديگه آسونترن ، مهم فقط روز كنكورته كه روزت باشه . :د

نگار

آدام لوین عجب تیکه ایی لامصب، قیافه ی ایده آل ه منُ داره قشنگ :)) + من م هی فک میکنم ممکن ه، بعد هی درصد غلام و مهتا رو می بینم، می گرخم :))

نرجس

خیلییییی قابل درک !