هرصبح‌تومیخندی

این آهنگ رو کافه پخش کرد و من داشتم از فرط ِ نوستالژی -litterally- میترکیدم. کیمیا هم شاهده. این سکانسی که بابای خانواده‌ی ون ترپ شعر خوند و خندید، همچین احساس شوق منو فرا گرفت -وهنوز میگیره- که هربار اشک تو چشام جمع میشه.تا مدت ها هم پدر با لحن اغراق شده ای میخوند " گلــــ ّ ِ یــــَخ گـــُلّ ِ یــــَخ.." و ما میخندیدیم. (ما تا مدت ها ورژن دوبله شده‌ی اشکها و لبخندها (the sound of music) داشتیم که به نظرم به اندازه ی ورژن اصلش قشنگه و حتی آهنگاش واسه من خاطره انگیزتر.)

گل یخ

-من کسی ام که وقتی 6 سالم بود و مری پاپینز میدیدیم -هزاران بار- تهش که همه خوشن و میخوندن " lets go fly a kite..." و بعد مری پاپینز میرفت، انقد دلم واسش میسوخت که همه مشکلاتشون حل شده و باهمن ولی این تنهاست یواشکی گریه میکردم.

-من کسی ام که -یحتمل در 5 سالگی- ته سفیدبرفی اونجا که سیب رو میخوره و کوتوله ها دورش گریه میکردن منم باهاشون گریه میکردم جدا از این که میدونستم قراره به هوش بیاد.

-همین پارسال بعد از دیدن آرگو -بله فیلم ِ سیاسی ِ آرگو حاوی ِ بن افلک- از شدت عصبانیت نسبت به همه‌ی کشورهای دنیا گریه کردم.

(همونطور که مشاهده میکنید من در مورد فیلم ها کاملا اشکم دم مشکمه )

آهنگ های فرهاد منو یاد جاده‌ی خاکی ِ کلفور میندازه و پاترول قرمزمون و سبزی و هوای تمیز و خیلی خنک و گلای قدبلندِ بنفش و تیشرت‌های گل‌وگشاد و رنگ و رو رفته -اما راحت- و اون روسری نارنجی ـه که گلای زرد داشت و مدل موهای رامونایی و شاخ شدهم تو هوا. حتی اگه واقعا از بچگیم با همه ی آهنگ هاش خاطره نداشته باشم حس میکنم دارم و با آهنگاش بوی سیب زمینی پَته و آتیش و سبزی میاد. :)

/ 1 نظر / 9 بازدید
نگار

من درد مشترک‌‌‌‌م، مرا فریاد کن. اینایی که گفته فیکس خود منَ‌ن، البته سر یه مشت فیلم دیگه که شامل همه ی فیلم آ می‌شه :دی