گفتا من آن ترنجم؟

خواستم به نصیحت ِ تد در سریال how i met your mother عمل کنم که در سیزن ِ نمیدانم چند، گفت بعد از ساعت 2 هیچ اتفاق خوبی رخ نمی دهد و کاری انجام ندهید و به خانه بروید و بخوابید و از این حرف ها. ولی به چند دلیل یک اینکه از دست خودم کفری هستم چون امشب هم قرار است دیر بخوابم حتی دیرتر از شب های قبل، بعد اینکه خیلی کار دارم و استرس دارم و اصولا در این جور مواقع ایده های خارج از موضوع به ذهنم میرسد، بعد اینکه اسپاتیفای عزیز که از کار افتاده بود نصف شبی شروع به کار کردن کرد و گوش کردن به موسیقی "ایده های خارج از موضوع" ام را جوگیر میکند، تصمیم گرفتم در راستای عوض کردن تم وبلاگ که همیشه حرکت Ceremonial و وسواس گونه ای هست برای من، اسمم را هم به "ترنج" تغییر دهم تا شاید احساسی به آن پیدا کنم. دوستان در جریان هستند که عده ی زیادی بنده را به چیزی غیر از زهرا صدا میکنند، مادر جان پگاه را پیشنهاد کرد حتی و گفت هر اسمی که دلم بخواهد صدایم میکنند؛ اما من با قیافه‌ی Blank ای گفتم که برایم فرقی ندارد. چون واقعا ندارد. نه بدم می آید و نه خیلی دوست دارم. تا اینکه یکسری سناریو در ذهنم پدیدار شد.

اینکه مثلا فرزند ِ نان اگزیست ِ کیمیا بنده را "خاله جلال" صدا کند و یا در آینده دوستی در دانشگاه داد بزند "سلام جلااال" و سرها به سمت من برگردند و با یک ابروی بالا رفته پیش خود بگویند "وات ده فاک؟" . البته آخرین معلم زبان -گاد بلس هیم- میگفت که من خیلی بوته جغه ای هستم و paisley یا همان ترنج به من می آید و از آنجا که معلم ترم قبلش لقب Funky را به من نسبت داده بود و البته بعد با گفتن ِ "in a good way" سعی کرده بود به من امید دهد، بوته جغه بودن را به فال نیک گرفتم و بعد هم که عده ای از دوستان هم این پدیده را تایید کرده اند باعث خوشحالی بود.

نامجو و آلبومی که آن سال به این اسم داد و خواهر بسیار در کفش بود و هی میگذاشت، باعث شد ترنج را به عنوان نام ِ زاپاس خودم در شبکه های مجازی انتخاب کنم و اکانت ِ جیمیلی با آن بسازم. بعد ها توییتر هم همانطور. (اگرچه آن موقع از آهنگ های نامجو متنفر بودم و الان هم مدت زیادی نیست که قابلیت گوش کردن بهشان را پیدا کردم)

خلاصه که قضیه اینطور است. امیدوارم فردا که از خواب پا میشوم، مثل انسان های هنگ اُور که دیشبش مست کرده بودند و کارهای عجیب و غریب انجام داده بودند نباشم و مثال نقضی باشم برای قانون ِ ساعت دو صبح.

/ 10 نظر / 3 بازدید
نرگس

خیلی هم قالب خوب است. 8->> :طط

ح

قالب که بسیار خوب. (8 ترنج هم که عاالی. :ط به ترین کارُ کردی اصن. خاله ترنج. D:

ناهید

دوست عزیز اسکینت خ خ خوبه ولی چرا صورتی؟ اخه واقعاً چرا صورتی؟ :(((((((

ارغ

× «بته‌جقه‌ای» البته. :-"""" × تِم‌ت. اسم‌ت. 8-> × لیکن به دست نایی ؛؛)

ارغ

دارم نقشِ چراغِ راه‌ت رو بازی می‌کنم. :-< کفران نعمت نکن. :-< :-"""""

مریم

دلم واسه جفتتون واقعن تنگ شده! مخصوصن تو! مخصوصن کیمیا! ینی از این به بد باس بت بگیم ترنج؟

نگار

سیزن ِ یک ِ How I met your mother ه. می دونم بی ربط ه ولی...خب! :دی

ستایش

می‌تونی بری نمایشِ ترنج رو ببینی. 8->

چمیدونم !!! شاید بشناسی !!! شایدم نه !!! هههههه بهخدا

تو گود ریدز عضوی تو ؟؟؟؟؟؟؟؟ لینک ؟؟؟؟؟؟

مری ـم

قالب خیلی هم خوب، خیلی هم عالی. 8->>