No longer the same shit

به من نگویید شبیه فلان‌کس شده ای. یا داری میشوی. حتی اگر فلانی شخص بی نظیری ست و قصد شما تعریف کردن باشد؛ والله توهین است. بگویید تغییر کرده ای و این تغییر را ناشی از بقیه ندانید. مثل پدر و مادر ِ "نون" نباشید که فکر میکردند فرزندشان فرشته است و "بقیه" او را این گونه کرده اند. بفهمید. درک کنید. از سیکل معیوب تخیلات بیرون بیایید. آن طوری که میخواهید باشد فکر نکنید و چیز ها را آن طور که هست بپذیرید. مثل پدر و مادر "نون" نباشید. آنها حالا میدانند که با وجود اینکه "بقیه" نیستند، فرزندشان همان هست و همان بود و باعث و بانی اش خودش بود و خودش. تغییر جزئی از زندگی‌ست. اگر تغییر نبود خیلی از زندگی ها از هم می‌پاشید. اما آدم ها تغییر کردند و یاد گرفتند که باهم بیشتر کنار بیایند. یا تغییر کردند و فهمیدند که باهم کنار نمی‌آیند. نه مرثیه میخواهد و نه ناراحتی. حداقل نه مرثیه‌ی طولانی مدت. باعث خوشحالی است. البته تغییری که مدّ نظر من است این طور است. اتفاقا کسی که خود را تغییر ندهد و شرایط را نادیده بگیرد و بر خود ِ ضعیف‌اش پافشاری کند و پافشاری کند احمق است. و بدتر از این، اینکه سعی کند تغییر نکردن را در میان دیگران تبلیغ کند و -اِستاک این ده پَست- بودنش را مثل کیک ِ خامه ای روی صورت بقیه بمالد و به آن افتخار کند، آن هم در هر فرصتی که پیدا میکند. من نمی گویم بقیه در پروسه‌ی تغییر بی تاثیرند، نه، ولی در هیچ جای معادله‌ی اصلی جا نمیگیرند. در نهایت خودت و خودت هستی که فکر میکنی و تصمیم میگیری و تنها خودت در قبال این قضیه مسئولی.

شخصیت های ایستا شخصیت های فرعی هستند. نویسنده می‌تواند هر لحظه که صلاح بداند آن‌ها را بکُشد و هیچ خواننده ای احساس ناراحتی یا تغییر نکند. حتی شاید خوشحال شوند از بس که آن شخص روی اعصابشان راه رفته بود. من ترجیح میدهم پویا باشم. شخصیت اول ِ زندگی‌ام باشم. تغییر کنم تا اول خودم از خودم رضایت قلبی داشته باشم و بعد نویسنده و در درجه‌ی آخر خواننده.

P.s: خودم هم نمیدانم دقیقا چه شد ولی خیلی وقت (بیشتر از یکسال) است که دلم میخواست این حرف ها را بزنم.

P.S: وقتی آهنگ ِ کاملا مرتبط پیدا میشه، هاللویا -> Finally

/ 2 نظر / 9 بازدید
م.ج

تغییر یه حرکت اولیه میخواد.از یه جرقه گرفته یا یه رعد و برق.همین که بخوای تغییر کنی یه تغییره. گاهی لازمه کنار ساحل نشست و حرکت آب رو نگاه کرد.گاهی لازمه به عکس خودمون تو شیشه های قطار نگاه کنیم