Vasoconstriction

پاییز و زمستون که میشه بعد دیگه از حساسیت های من پدیدار میشه، و اون حساسیت به سرماس. یعنی مویرگ هام تو دماغ و گوش و دست و پام خوب عمل نمیکنن و منقبض میشن و خون رو خوب پمپ نمیکنن و دستام (و..) یخ میزنه و رنگش میپره و اگه دستکش نزارم یا حتی اگه یهو گرمشون کنم از مغز استخونم تیر میکشه و اینجاست که پناه میبرم به دستای گرم پدر یا آب داغ. امسال این اتفاق توی خونه افتاد تو گویی من رو تختم دارم برف بازی میکنم انقد دستم رنگ پریده و سرمازده ی رو به درد شدن. طبق معمول دلیل شدیدتر شدنش باید عصبی باشه. ولی به نظرم اگه همیشه یه دست واسه گرفتن یا یه فنجون واسه دست گرفتن باشه حله. در حدی که تو دفتر ِ فانتزی هام (همون گلگلیه) نوشتم warm hands .

طبق معمول نمیدونم دردم چیه. راستش میدونم ازون وقتاییه که یه روز دچار خوشحالی خیلی زیاد و حتی کاذب شدم و بعد انقد باد کردم که ترکیدم و خوشحالیم پاشید تو در و دیوار و بعدشم دست و پام یخ زد جوری که انگار توم داره برف میاد.

خلاصه قرار شد پدر قرص بگیره واسه این که مویرگ هام گشاد شن و مثه رودخونه های یخ زده نشن چون واقعا بی مصرفه وقتی کسی نیست رو اون یخا اسکی کنه. کیسه آب گرمم بهم داد و گفت همه جا با خودت ببر حتی کلاس و من دارم فک میکنم چجوری بالشتک پارچه‌ای گل‌گلی ِتو دستامو به مردم توضیح بدم بدون اینکه ترحم آمیز به نظر بیام.

در دنیای موازی تخت من کنار پنجره ست و آسمون خوب ِ خوب معلومه.

همیشه هم دستام گرمه.

Raindrops

*عنوان: اسم ِ این مرضی که دارم. برای اطلاعات بیشتر به اینجا مراجعه کنید.:-اسپردینگ ده نالج

/ 3 نظر / 17 بازدید
ارغوان

چهل روز گذشت و من همچنان نبودنش رو نمیخوام باور کنم ...

هادی

اون گربه سانه تو نقاشیت (زندگی موازیت)؟! :دی

هادی

pedpak دیگه -__-