نمایشگاه کتاب یا نمایشگاه کیف های گمشده؟!

سلام دوستان.من بعد از یک هفته دندان روی جگر گذاشتن دیروز  رفتم نمایشگاه کتاب.ما خونمون خیلی از مصلی دور نیست ولی خیابون قنبرزاده رو پلیس بسته بود واسه همین ما (من و بابام) یک ساعت و خورده ای طول کشید تا رسیدیم! باورتون میشه؟! یک ساعتگریه به علاوه کلی ماجرا که حوصله ندارم همشو بنویسم...خمیازه                 

رسیدیم نمایشگاه رفتیم یه چیزی خیر سرمون بخوریم دیدیم کیف بابام نیست تو اون کیف همه چی بود : کارت ماشین،کارت سوخت(سوئیچ توش نبود خدارو شکر!!)،کارت ملی بابام،کارت بیمارستان...+پول شانس رو دارین جون من؟به همه ی ستاد و گمشده و هر کسی که کارش تو این چیزا بود سپردیم حتی پلیس.حالا رفتیم تو گمشده ها دیدیم فقط ما نیستیم که یه چیزی گم کردیم کلی ورق رو میزشون بود از کسایی که کیف گم کرده بودند همون لحظه هم یکی اومد اونم کیف گم کرده بود...ساعت 6 از خونه رفته بودیم بیرون 9:30 شب رسیدیم!!بدبختی رو دارین؟ خلاصه جونم براتون بگه که دیروز روز به شدت مزخرفی بود...به امید پیدا شدن کیف ختم جلسه را اعلام میکنم :)

                                          باتشکر

                         یکی از بازدید کنندگان خرشانس بیست ودومین دوره نمایشگاه کتاب

نکته:دو تا از پروژه هام تو مدرسه خوارزمی رفتن! از خود راضی

  
نویسنده : ترنج ; ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۸