تناقضات روحی روانی

۵ شنبه ها یعنی دیروز روز تناقضات زندگی واسه من محسوب میشه.

زنگ اول که هیچی زنگ دوم "تصویر سازی" داریم؛هنر.

چیزی که من عاشقشم و با عشق انجامش میدم.هیچ وقت حتی اگه اون کار اجباری باشه ، از انجام دادن کارای هنری خسته نمیشم. حداقل تا حالا. نمیخوام از خودم تعریف کنم(مگه کی اینا رو میخونه که بخوام واسش پز بدم؟!) ولی از مهدکودک تا همین الان همیشه همه نقاشیای منو بهترین میدونستن!

خب. زنگ بعد و بعدش المپیاد نجوم دارم؛نجوم.

درسی که از وقتی 4 سالم بود با این که هیچی ازش نمیدونستم میگفت چیکاره میخوای بشی؟ با افتخار میگفتم : ستاره شناس!

جدیدا یه چیزایی فهمیدم..این که من از فیزیک بدم میاد! البته شاید به معلم هم بستگی داره چون معلم امسالمون اصلا خوب درس نمیده ولی در حال حاضر که بدم میاد!

نجوم 70%ش فیزیکه و ریاضی. گفتم شاید علاقه ای که من دارم به نجوم آماتوریه و اون همه حرف و عقیده و.. که از بچگی همراهم بوده بریزم دور. (قسمت عذاب آورش اینجاس)نجوم آماتوریو تو با کلاس رفتن و رصد و اینا یاد میگیری ولی تو المپ نجوم تو قصدت حداقلش گرفتن مدالی چیزی هست.یعنی تو دانشگاه هم مبخوای اونو دنبال کنی؛

چیزی که من میخواستم. تو همین چند پست پیش هم گفته بودم که "ایول میرم فیزیک درسته سخته ولی به هنر ترجیهش میدم" اینجاس که تناقضه روحی روانی به وجود میاد.

حالا من موندم. دیروز بعد از اینکه معلمه نجوم کروی رو شروع کرد همه قالب تهی کردن! به اینجا رسیدن که اصن بریم فیزیک؟ یا کلا از المپیاد انصراف بدیم؟!

معلمه گف بچه ها واسه اینکه بفهمین فیزیک یا نجوم اول ببینین اصن المپیادی هستین یا نه! میتونین اونجوری واسش وقت بزارین یا نه؟ و به این فکر کنین که اگه تهش هم هیچی نشدین تو درسایی مثل ریاضی و فیزیک قوی شدین و انقدا هم ضرر نکردین.

گفت بشینین فیزیک بخونین و ............ حوصله ندارم بگم خلاصه یه راه حل داد که بفهمیم ما جامون کجاست.فیزیک یا نجوم.

ولی مشکل من الان 3 تا شده. فیزیک یا نجوم یا هنر؟!

انقد هم نگین هنوز زوده واسه تصمیم گیری چون هر روز ذهن منو مشغول کرده.هر لحظه.  فوقش اینه که نجومو ادامه میدم ولی به عنوان تفریح و بعدش کنکور هنر!

ولی باید بدونم چه غلطی قراره انجام بدم تو آینده!

  
نویسنده : ترنج ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ بهمن ۱۳۸٩