روزمره!

زنگ ریاضی به خصوص آخراش به اینا تقسیم میشد:

نیمکت من و کیمیا: کلاس خصوصی طراحی و نقاشی

پشتیامون: کلاس هوش اجتماعی (تعریف کردن خاطرات)

ردیف راست: کلاس المپیاد ریاضی

ردیف چپ : زنگ تفریح !!

خییییییلی خندیدیم!‌

و وقتی فهمیدیم معلم ریاضیمون که از نظرمون روش ریاضی درس دادنش مثل خانم.ت در راهنمایی هست(که ما زیاد نمیپسندیدیم!!) ، دکترای ریاضی محض دانشگاه شریف داره به این نتیجه رسیدیم که ما هم جاش بودیم به قول خودم agressive و nervous میشدیم!!

البته قبل از اینکه این فکرو بکنیم فک هامون چسبید به زمین!

البته خداییش مهربون و خوبه!

خدایا صد هزار مرتبه شکر که خانم.ر معلم دینیمون نیست! (همونی که تو راهنمایی تاریخ درس میده) خداااااااییییییییییا شکرت!(بزنم به تخته)

فردا ورزش داریم! گریه کلی دردسر داره!! کی حوصله داره کفش جدا ببره!؟؟

 

  
نویسنده : ترنج ; ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٩