می ارزه؟ بعله.

تو این اوضاع آشفته و این همه کار و نقشه‌ی عقب افتاده، تو راه خونه رفتم کتاب فروشی همیشگی که خیلی وقته گذرم نیفتاده بود، گشتم، میخواستم آلبوم کریستف رضاعی رو بخرم، یه گشتی تو کتابا زدم، لذت گذشته اومد سراغم و باز دنیا رو سرم خراب شد که چقد کار عقب مونده دارم، اومدم خونه حتی تا آخر شب وقت نکردم به آلبوم گوش بدم، وقتی رسیدم به سه ترک آخر، اونجا که فرهاد میگه "من خیلی خستم، باید یه خورده بیفتم اینجا.."، اون خواب ، با خیال راحت که انگار بعد کلی ماجرا حالا وقت استراحت ِ واقعیه ، اون "می ارزید"، تشنه ی اون حالم. گفتن ِ اون "می ارزید".

 

۳ تا ترک ِ آخر (۲۷-۲۸-۲۹) رو اگه میشد آپلود میکردم. اینجا بشنوید و اگه دوست داشتید بخرید. جاهایی که امکانش هست کپی رایت رعایت کردن وجدان شخص من رو در آرامش میزاره. 

پ.ن: البته من کل این آلبومو دوست دارم و هی دارم از اول تا آخرش گوش میدم، این سه تا شرح حال ترن اینجا ولی.

  
نویسنده : ترنج ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٤
تگ ها :

waiting waiting waiting

Bloodlines

  
نویسنده : ترنج ; ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ شهریور ۱۳٩٤
تگ ها :