Dreams of Love

For all the people i have lost

for all the people i'm gonna lose

for all the people i believe they exist somewhere out of my head

for all the people i'm gonna meet

for all the people i love

Franz Liszt - Liebestraum

  
نویسنده : ترنج ; ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ مهر ۱۳٩۳
تگ ها :

Vasoconstriction

پاییز و زمستون که میشه بعد دیگه از حساسیت های من پدیدار میشه، و اون حساسیت به سرماس. یعنی مویرگ هام تو دماغ و گوش و دست و پام خوب عمل نمیکنن و منقبض میشن و خون رو خوب پمپ نمیکنن و دستام (و..) یخ میزنه و رنگش میپره و اگه دستکش نزارم یا حتی اگه یهو گرمشون کنم از مغز استخونم تیر میکشه و اینجاست که پناه میبرم به دستای گرم پدر یا آب داغ. امسال این اتفاق توی خونه افتاد تو گویی من رو تختم دارم برف بازی میکنم انقد دستم رنگ پریده و سرمازده ی رو به درد شدن. طبق معمول دلیل شدیدتر شدنش باید عصبی باشه. ولی به نظرم اگه همیشه یه دست واسه گرفتن یا یه فنجون واسه دست گرفتن باشه حله. در حدی که تو دفتر ِ فانتزی هام (همون گلگلیه) نوشتم warm hands .

طبق معمول نمیدونم دردم چیه. راستش میدونم ازون وقتاییه که یه روز دچار خوشحالی خیلی زیاد و حتی کاذب شدم و بعد انقد باد کردم که ترکیدم و خوشحالیم پاشید تو در و دیوار و بعدشم دست و پام یخ زد جوری که انگار توم داره برف میاد.

خلاصه قرار شد پدر قرص بگیره واسه این که مویرگ هام گشاد شن و مثه رودخونه های یخ زده نشن چون واقعا بی مصرفه وقتی کسی نیست رو اون یخا اسکی کنه. کیسه آب گرمم بهم داد و گفت همه جا با خودت ببر حتی کلاس و من دارم فک میکنم چجوری بالشتک پارچه‌ای گل‌گلی ِتو دستامو به مردم توضیح بدم بدون اینکه ترحم آمیز به نظر بیام.

در دنیای موازی تخت من کنار پنجره ست و آسمون خوب ِ خوب معلومه.

همیشه هم دستام گرمه.

Raindrops

*عنوان: اسم ِ این مرضی که دارم. برای اطلاعات بیشتر به اینجا مراجعه کنید.:-اسپردینگ ده نالج

  
نویسنده : ترنج ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩۳
تگ ها :

:-زیر چشم گود رفته زیادتا

رخوت.علافی. خستگی مضمن. حوصله نداشتن برای هیچی به جز خواب. عشق زیادی زیادم به تدی بری که واسه خودم خریدم به مثابه ی بازگشت به کودکی و حس اینکه مث توی استوری زندست، نگران از یه وقت مردن ِ بُن سای هام، تصمیم کاملا ایمپالسیو برای ثبت نام ترم جدید زبان بعد یه سال با کیمیا -ویچ ایز عه گود تینگ- و بعد صد سال ذوق برای کتاب های لِوِل جدید، دلم میخواد فرانسوی یاد بگیرم، دلم میخواد گیتار خاک گرفته رو بیارم اتاقم و یاد بگیرم، دلم میخواد دایی بیاد زودتر، دلم تنوع میخواد، قلب ِ گرومپ گرومپی میخواد، کفرم درومده از این برزخ و خداروشکر یه ماه دیگه تموم میشه خبر مرگش. -> امتحان عملی کنکور. بعد از کنار اومدن با مرگ، مسئله ی بعد کنار اومدن با کنار اومدن با مرگه. ایف یو نو وایت آی مین. عینک جدید هم باید بگیرم، لنز این یکی انقد خش گرفته در بهترین حالتم واضح نیس و روانیم میکنه. چتریام میرن رو اعصابم وقتی روسری سرم میکنم درحالی که تو خونه خیلی خوب به نظرم میان و این هم نکته ی دیگه ی رو اعصاب.هر شب با خودم قرار میزارم زود بخوابم که زود پاشم باز مث یه جغد ِ مازوخیسم بیدار میمونم.

ای خداااا.

آهنگ جدید لاله اومد، به موقع اومد.

×در ادامه ی عنوان-> حتی با دولایه کانسیلر.

  
نویسنده : ترنج ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ مهر ۱۳٩۳
تگ ها :