New years resolution

بیایم موهامونو دوتایی ببندیم با جفت کش سیاه، و خوشحال باشیم که برای اولین بار تو عمرمون جفت کش یه رنگ داریم، سپس گیره مو تق تقی که کنارش عکس لنگره و راه راه فرمزه رو بزنیم به سرمون و گربه ی چپه ی خواب رو تماشا کنیم و التون جان گوش بدیم و به این فکر کنیم که این سالی که داره میاد قراره 120 برابر بهتر و 180 درجه متفاوت با سال 91 باشه.

و مای فاکین مریضی خوب شه و حدس ِ پدر غلط باشه. یکی از دلایلی که پریشب داشتم گریه میکردم این بود که چرا هاوس زنده نیس واقعا تا عامل ِ آلرژی مریض گونه رو سه سوته تشخیص بده .1 اگه هیو لاری اینجا بود حتی حالم بهتر بود. یا هیو جک‌من. یا کلا هیو ها. یا اگه الان سال بعد بود. یا اگه من ایران به دنیا نیومده بودم و مسلما منظور کشوری بهتر از ایرانه. به قول ضرب المثلی که میگه من معلوم نیس تو زندگی ِ قبلیم چیکار کردم که این بلا سرم اومده.

1 و یادم اومد که از سیزن 6 به بعدو ندارم و ندیدم و حالم بدترشد.

p.s: و فکرای احمقانه گم شن.

P.s: Autumn Leaves

 

  
نویسنده : ترنج ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩۱
تگ ها :

کلی نگری

بیایم از بالا به قضیه نگاه کنیم و پنیک کنیم.

یک دقیقه به امتحان فیزیک فردا هم فکر نکنیم. یک لحظه به این که داریم عمومی ها رو واسه کنکور قویتر میکنیم و حتی به تهدید های حسابان ِ چلغوز هم که اصلا به درد ِ کنکور نمیخوره فکر نکنیم. به این که پسفردا احتمالا باید بریم دوباره پرس و جو واسه آموزشگاه کنکور هم. همینطور به این که من پریشب خوندن تاریخ هنر ِ گامبریج رو با هدف کنکور شروع کردم. در نهایت بیایم جدا از سرفه کردن و درد معده ی ناشی از سرفه ی زیاد ِ ناشی از آلرژی ِ لامصّب که خیلی جدی خوب نمیشه(و این واقعیت که من الان داشتم تکواژ های این جمله رو میشمردم)،

 به کل کانسپت ِ کنکور که تا نوک دماغمون نزدیک شده فکر کنیم و پنیک کنیم!

P.s: به عنوان یک فرد معتقد به چشم خوردن، از شمای خواننده میخوام که همین الان بزنید به تخته. نزنید بعد از مرگم میام hunt ـتون میکنم.

P.S: Carry on - Fun

  
نویسنده : ترنج ; ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩۱
تگ ها :

Another Productive day

گل ِ سرخابی ِبیچاره ی تنها رو از رو پیاده رو بر دارم. خودمو تو شیشه ی در ِ خونه های تو راهم نگاه کنم موقع راه رفتن. گل رو بگیرم دستم اول. بعد دلم نخواد چون نگاه مردم بهش جلب میشه و دلم نمیخواد گل عزیز رو هی نگاش کنن غریبه ها.

میزارمش تو جیبم . تو جیب بزرگه ی پالتوم که یه وقت له نشه. به آرومی. بعدم هی چکش کنم که جاش خوب باشه. فکر کنم که رسیدم خونه چیکار کنم. به نتیجه نرسم. برسم خونه و بیارم بزارمش تو لیوان آب و بهش نگاه کنم و لذت ببرم و نازش کنم. 

بیام پای لپ تاپ. اولین روز تو هفته که واسه فرداش "کار" ندارم، که باعث میشه زیاده روی کنم. اسکارو دوباره ببینم تیکه های مورد علاقه مو. عصرونه بخورم با نون تازه و سبزی تازه و چای همیشگی. و با مادر راجع به آرگو حرف بزنم و جهان و مخلوقاتش رو نقد کنیم باهم. دوباره برم پای لپ تاپ و The Perks of Being a Wallflower رو ببینم و راضی باشم. 

به این فک کنم که چه درس هایی میتونستم بخونم ولی خب دو آی کر لس؟ و خب میدونم که نمیشد.

شام احتمالا نخورم انقد نون و پنیر خوردم مثل دیشب. شب برم رو تخت و لامپ اتاقم رو شل کنم چون از این کم مصرفاس که موقع خاموشی چشمک میزنه. بعدم بیام پایین. دو تا آلارم بزارم یکی تو آیپاد. یکی هم تو گوشی واسه اطمینان. فکر کنم و بخوابم.

P.S: David Bowie - Heroes

p.S: Dido - Sitting on the roof of the wold

 


  
نویسنده : ترنج ; ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ اسفند ۱۳٩۱
تگ ها :